سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
مرداد 1388 - پای سیب

پای سیب


Postpone : put off to later time, delay


به تعویق انداختن؛به تاخیر انداختن


  


Consent :agree ,give permission or approval


موافقت کردن


    Marriage consent letter 


Massive : big and heavy


بزرگ و سنگین


 


Capsule :


کپسول


 


Preserve : protect, keep safe


محافظت کردن ؛ضبط ردن


  


Denounce : Condemn


متهم کردن ؛ملامت کردن


  


Torrent : flood , rushing stream


رگبار؛طوفان


 


Resent :


دلخور شدن


  


Unique:


منحصر به فرد


 


Molest :interfere with and trouble : disturb


اذیت کردن


    


Gloomy :dark and dim


تیره و تاریک؛ غمگین


  


Unforeseen :unexpected


غیر مترقبه؛غیرمنتظره


 



 


خب من هم ماه ضیافت الهی را به همه دوستان تبریک می گم...امیدوارم کلمات این هفته را هم خیلی خوب کار بکنید     


نوشته شده در شنبه 31/5/88ساعت 2:52 عصر توسط امیرحسین فرمد نظرات ( ) |

Approach : come near or nearer to


1-نزدیک شدن   



2- رویکرد



3-پرواز قبل از فرود


     


Detect : discover ; find out


 detect all viruses.


Defect : fault ; that which is wrong


 Red eye defect is removed


Neglect : give too little care or attention to


     Neglected Child


Employee : a person who works for pay


      


Undoubtedly : certainly ; beyond doubt


    


Popular : liked by most people


 Popularity Report  


Thorough : being all that is needed ; complete


 


Client : person for whom a lawyer acts ; customer


     


Comprehensive : including much ; covering completely


 Comprehensive mosque 


 a comprehensive approach


Deceive : make someone believe as true something that is false ;mislead


 


 do my eyes deceive me?


 abandon to lie and deceive


 liquid-lamps-deceive-others 


Defraud : take money , rights , etc ; away by cheating


  conspiracy to defraud


نوشته شده در شنبه 17/5/88ساعت 3:56 عصر توسط امیرحسین فرمد نظرات ( ) |

عکس هایی از بازیگر زن مورد علاقه ام ناتالی پرتمن در کنار اسکارلت جانسون در فیلم the other bolyen girl


 


(L-R) Actress Scarlett Johansson, Actor Eric Bana and Actress Natalie Portman attend the


 


(L-R) Director Juston Chadwick, Actress Scarlett Johansson, Actress Natalie Portman and Actor Eric Bana attend the


 


Actress Natalie Portman attends the Marc Jacobs show during the Olympus Fashion Week Spring 2005 at Pier 54 September 13, 2004 in New York City.


 


Actress Natalie Portman attends the premiere of


 


Actress Natalie Portman attends the


 


Actress Natalie Portman attends


 


Actress Natalie Portman visits the Apple Store in Soho on April 24, 2009 in New York City. (Photo by Rob Loud/Getty Images) *** Local Caption *** Natalie Portman


 



 


Actress Natalie Portman attends


 


 


نوشته شده در پنج شنبه 15/5/88ساعت 8:27 عصر توسط امیرحسین فرمد نظرات ( ) |

View Image


 


Emo is like any style, fashion or culture. The term emo is loosely associated with emotionally charged punk rock, however it originally meant emotionally hardcore - modern "emo" music is more of a branch off from what it started out as.
A lot of times, Emo is associated with being bitter, depressed, insecure and resentful.
A bizarre wave of mob emo-bashings is sweeping across Mexico. The movement is being generated on message boards and social networking sites by non-emo youth who highly dislike like the emo look and attitude.
The spark came first in Queretaro on March 7. An estimated 800 young people poured into the city"s Centro Historico hunting for emos to beat the crap out of. They found some. The next weekend it spread to Mexico City, where emos faced off against punks and rockabillies at the Glorieta de Insurgents, the epicenter of emo social space in the capital. There"s also been reports of anti-emo violence in Durango, Colima, and elsewhere.
The question on everyone"s lips right now seems to be, "What the hell is going on?" Been reporting this story since it broke, and we"re looking further into it. Updates in the near future. 



 



اگر آی.اس.پی شما فیلیکر رو فیلتر نکرده باشه عکس ها رو می تونید ببینید و الا که...


این هم قیافه ها و سبک موهاشون:


 


EMO-(38) by Nicola Okin Frioli  Emo-(28) by Nicola Okin Frioli  Emo-(33) by Nicola Okin Frioli  Emo-(32) by Nicola Okin Frioli  EMO-(36) by Nicola Okin Frioli 


 


ای جا هم سبک نقاشی هاشون رو ببینید:


http://www.flickr.com/photos/28475414@N07/sets/72157606107391393/with/2658813654/


 


Emo by Alexz Hong.


 مواظب خودتون باشید


 


نوشته شده در یکشنبه 11/5/88ساعت 8:21 عصر توسط امیرحسین فرمد نظرات ( ) |

Tradition : beliefs , opinion , customs handed down from one generation to another



Rural : in the country


 


Burden: what is carried , a load


       


Campus : grounds of college , university or school


 


Majority : the larger number , greater part ,more than half


 


Assembled : gather together , bring together


 


Explore : go over carefully, look into closely , examine


 


Topic : subject that people think ,write, or talk about


 


Debate : a discussion in which reason for and against something are brought out


 


Evade : get away from by trickery or cleverness


 attack or evade


Probe : search into, examine thoroughly , investigate


 


Reform :make better . improve by removing faults


 


 


                          :sprint:لغات این هفته مهم هستند تندی یاد بگرید:sprint:


نوشته شده در شنبه 10/5/88ساعت 4:46 عصر توسط امیرحسین فرمد نظرات ( ) |

- برنامه نویس برنامه نرم افزار را می‌نویسد و معتقد است که هیچ خطایی ندارد.


2- نرم افزار تست می‌شود. 20 خطا پیدا می‌شود.


3- برنامه نویس 10 خطا را اصلاح می‌کند و به واحد تست توضیح می‌دهد که 10 مورد دیگر واقعاً خطا نیستند.


4- واحد تست نرم افزار متوجه می‌شود 5 مورد از اصلاحات انجام شده کار نمی‌کنند و 15 خطای جدید هم کشف می‌کند.


5- مراحل 3 و 4 سه بار تکرار می‌شود.


6- به خاطر فشار بازاریابی و اعلام عمومی زود هنگام که بر اساس زمانبندی خوش‌بینانه برنامه نویسی انجام شده است، نرم افزار منتشر می‌شود.


7- کاربران 137 خطای جدید پیدا می‌کنند.


8- برنامه نویس پول خود را دریافت کرده است و دیگر نمی‌توان او را پیدا کرد.


9- تیم جدید برنامه نویسی تقریباً تمام 137 خطا را اصلاح می‌کند اما 546 خطای دیگر به نرم افزار اضافه می‌کند.


10- برنامه نویس اصلی به واحد تست نرم افزار که پول کمی دریافت کرده‌اند از فیجی یک کارت پستال می‌فرستد. کل افراد واحد تست کار را رها می‌کنند.


11- شرکت رقیب فرصت طلب با استفاده از سود حاصل از فروش آخرین نسخه نرم افزار که 783 خطا دارد، شرکت را می‌خرد.


12- مدیر عامل جدید تعیین می‌شود. او یک برنامه نویس استخدام می‌کند تا نرم افزار موجود را بازنویسی کند.


13- برنامه نویس برنامه نرم افزار را می‌نویسد و معتقد است که هیچ خطایی ندارد...









Software Development Cycles

  1. Programmer produces code he believes is bug-free.
  2. Product is tested. 20 bugs are found.
  3. Programmer fixes 10 of the bugs and explains to the testing
department that the other 10 aren’t really bugs.
  4. Testing department finds that five of the fixes didn’t work and
discovers 15 new bugs.
  5. Repeat three times steps 3 and 4.
  6. Due to marketing pressure and an extremely premature product
announcement based on overly-optimistic programming schedule, the
product is released.
  7. Users find 137 new bugs.
  8. Original programmer, having cashed his royalty check, is nowhere
to be found.
  9. Newly-assembled programming team fixes almost all of the 137
bugs, but introduce 456 new ones.
 10. Original programmer sends underpaid testing department a
postcard from Fiji. Entire testing department quits.
 11. Company is bought in a hostile takeover by competitor using
profits from their latest release, which had 783 bugs.
 12. New CEO is brought in by board of directors. He hires a
programmer to redo program from scratch.
 13. Programmer produces code he believes is bug-free…


 


 


 


 


------------------------------------------


 


بخش پونتیاک شرکت خودروسازی جنرال موتورز شکایتی را از یک مشتری با این مضمون دریافت کرد: «این دومین باری است که برایتان می نویسم و برای این که بار قبل پاسخی نداده اید، گلایه ای ندارم ؛ چراکه موضوع از نظر من نیز احمقانه است! به هر حال ، موضوع این است که طبق یک رسم قدیمی ، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستنی بخورد. سالهاست که ما پس از شام رای گیری می کنیم و براساس اکثریت آرائ نوع بستنی ، انتخاب و خریداری می شود. این را هم باید بگویم که من بتازگی یک خودروی شورولت پونتیاک جدید خریده ام و با خرید این خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه برای تهیه بستنی دچار مشکل شده است.

لطفا دقت بفرمایید! هر دفعه که برای خرید بستنی وانیلی به مغازه می روم و به خودرو بازمی گردم ، ماشین روشن نمی شود؛ اما هر بستنی دیگری که بخرم ، چنین مشکلی نخواهم داشت. خواهش می کنم درک کنید که این مساله برای من بسیار جدی و دردسرآفرین است و من هرگز قصد شوخی با شما را ندارم. می خواهم بپرسم چطور می شود پونتیاک من وقتی بستنی وانیلی می خرم ، روشن نمی شود؛ اما با هر بستنی دیگری راحت استارت می خورد؟


مدیر شرکت به نامه دریافتی از این مشتری عجیب ، با شک و تردید برخورد کرد؛ اما از روی وظیفه و تعهد، یک مهندس را مامور بررسی مساله کرد. مهندس خبره شرکت ، شب هنگام پس از شام با مشتری قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستنی فروشی رفتند. آن شب نوبت بستنی وانیلی بود. پس از خرید بستنی ، همان طور که در نامه شرح داده شد، ماشین روشن نشد!مهندس جوان و جویای راه حل ، 3 شب پیاپی دیگر نیز با صاحب خودرو وعده کرد. یک شب نوبت بستنی شکلاتی بود، ماشین روشن شد. شب بعد بستنی توت فرنگی و خودرو براحتی استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستنی وانیلی شد و باز ماشین روشن نشد!


نماینده شرکت به جای این که به فکر یافتن دلیل حساسیت داشتن خودرو به بستنی وانیلی باشد، تلاش کرد با موضوع منطقی و متفکرانه برخورد کند. او مشاهداتی را از لحظه ترک منزل مشتری تا خریدن بستنی و بازگشت به ماشین و استارت زدن برای انواع بستنی ثبت کرد. این مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نکته جالبی را به او نشان داد: بستنی وانیلی پرطرفدار و پرفروش است و نزدیک در مغازه در قفسه ها چیده می شود؛ اما دیگر بستنی ها داخل مغازه و دورتر از در قرار می گیرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خرید بستنی و برگشتن و استارت زدن برای بستنی وانیلی کمتر از دیگر بستنی هاست.


این مدت زمان مهندس را به تحلیل علمی موضوع راهنمایی کرد و او دریافت پدیده ای به نام قفل بخار(Vapor Lock) باعث بروز این مشکل می شود. روشن شدن خیلی زود خودرو پس از خاموش شدن ، به دلیل تراکم بخار در موتور و پیستون ها مساله اصلی شرکت ، پونتیاک و مشتری بود.


نتیجه:

مشتریان ما به زبانهای مختلفی سخن می گویند. ایشان از ادبیات متفاوتی برای کلام گفتن بهره می گیرند. اگر حرف مشتری را خوب گوش کنیم ، می توانیم با توجه به لحن گفتار ایشان درک فراتری از آنچه می خواهند به گوش ما برسانند، داشته باشیم.

آیا همه حرفهای مشتریان ما باید منطقی ، اصولی و مرتبط با موضوع باشد؟ اگر مشتری چیزی می گوید که به نظر مسخره و بی ربط است ، یا شکایتی عجیب را طرح می کند، چگونه برخوردی شایسته اوست؟


یک اتفاق نادر برای یک مشتری و پیام بظاهر احمقانه او می تواند روشنگر مسیر بهترین و زبده ترین مهندسان جنرال موتورز باشد. مثال ساده ای که نقل شد، تاکید بر این موضوع دارد که مشتری بهترین راهنما و کمک ما در بهتر شدن محصول و خدمات بنگاه ماست. اگر در پی نوآوری هستیم ، باید به طور جدی سازوکار «خوب گوش دادن» و «شنیدن» صدای مشتری را طراحی کنیم. شما مشتریان خود را می شناسید؟ صدایشان به گوشتان می رسد؟


بی ربط و با ربط، حرف مشتری گوهر است


نوشته شده در سه شنبه 6/5/88ساعت 7:29 عصر توسط امیرحسین فرمد نظرات ( ) |

Scarce : rare , hard to get



Annual : once a year , something that appears yearly or last for a year



Persuade : make willing , win over to do believe


 


     Persuade me to read your blog


 


Essential : necessary , very important


Blend : mix together thoroughly , a mixture


Visible: able to be seen


  visible light


Expensive : costly , high-priced


Talent : natural ability



Devise : think out , plan , invent


Wholesale : in large quantity , less than retail in price


 



Vapor : moisture in the air that can be seen , fog , mist



Eliminate : get rid of , omit


Villain :a very wicked person



Dense : thick , closely packed together


  Dense  Fog


Utilize : make use of


Humid : moist , damp



Descend : go or come down from a higher place to a lower place


     


Circulate : go around , go from place to place


Enormous : huge , extremely large


Predict : tell beforehand


Vanish : disappear suddenly


 


 


نوشته شده در شنبه 3/5/88ساعت 3:2 عصر توسط امیرحسین فرمد نظرات ( ) |



Design By : P I C H A K . N E T

















>